چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد؟

چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد؟

1. کف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و دو انگشت مياني دست هاي چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.

 2. چهار انگشت باقي مانده را از نوک آنها به هم متصل کنيد

 3. به اين ترتيب تمامي پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند .

 4. سعي کنيد انگشتان شصت را از هم جدا کنيد. انگشت شصت نمايانگر والدين است. انگشت هاي شصت مي توانند از هم جدا شوند زيرا تمام انسان ها روزي مي ميرند . به اين صورت والدين ما روزي ما را ترک خواهند کرد.

 5. لطفا مجددا انگشت هاي شصت را به هم متصل کنيد . سپس سعي کنيد انگشت هاي دوم را از هم جدا نمائيد. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمايانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم براي خودشان همسر و فرزنداني دارند . اين هم دليلي است که انها ما را ترک کنند.

 6. اکنون انگشت هاي اشاره را روي هم بگذاريد و انگشت هاي کوچک را از هم جدا کنيد. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دير يا زود آنها ما را ترک مي کنند تا به دنبال زندگي خودشان بروند.

 7. انگشت هاي کوچک را هم به روي هم بگذاريد. سعي کنيد انگشت هاي چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز کنيد. احتمالا متعجب خواهيد شد که مي بينيد به هيچ عنوان نمي توانيد آنها را از هم باز کنيد. به اين دليل که آنها نماد زن و شوهرهاي عاشق هستند که براي تمام عمر با هم مي مانند. عشق هاي واقعي هميشه و همه جا به هم متصل باقي مي مانند.

(اين مطلب برگرفته از اساطير چيني است)

حمایت از کودکان

موسسه خیریه حمایت از کودکان

مبتلا به سرطان

سرطان غیر از درد هزینه  هم دارد

محک حامی استوار پدران و مادرانی است که کودک آنها به بیماری سرطان مبتلا شده است. در سایه این حمایت، خانواده ها می توانند بدون نگرانی، تنها به درمان کودک خود فکر کنند و کودکان می توانند شادمانه تر فرآیند درمان را طی نموده و آرزو های آنها از بودن یا نبودن، به چگونه زیستن در آینده تغییر کند

http://www.mahak-charity.org

کشف دستنوشته منسوب به پیامبر اکرم (ص)

کشف دستنوشته منسوب به پیامبر اکرم (ص) به پادشاه رم
یک خانواده یمنی مقیم امارات دستنوشته پیامبر اکرم (ص) به هرقل یا هراکلیوس پادشاه رم شرقی را که قدمت آن به بیش از هزار سال پیش می‌رسد، نگهداری می‌‌کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از منابع اینترنتی، کارشناسان و متخصصان قدمت نامه پیامبر اکرم(ص) به هرقل یا هراکلیوس پادشاه رم شرقی را به بیش از هزار سال پیش تخمین زدند که بر اساس اسناد معتبر و با استفاده از تکنولوژی روز این قدمت به اثبات رسیده است.

اگر چه خبرگزاریها گفته اند که نامه اصلی پیامبر اکرم (ص) به پادشاه رم در بانک مرکز اردن و یا در موزه اسلامی استانبول نگهداری می شد اما این نامه تنها نسخه موجود از نامه به پادشاه رم است که بیش از هزار سال توسط نبی اکرم(ص) نوشته شده و در همه جهان اسلام بی نظیر است.

276966_orig.jpg


طول این نامه به 31 سانتی متر و عرض آن به 20 سانتی متر می رسد و کارشناسان گفته اند که بر ورق بردی و با جوهر خاص آن دوران نوشته شده و هیچ نامه ای از این نوع ورق بعد از سال 300 سال هجری نوشته نشده است.
276965_orig.jpg

این نامه که به صورت میراث خانوادگی یمنیها بوده است، از قرنها پیش و نسل به نسل توسط این خانواده یمنی نگهداری شد.

بر اساس کارشناسیهایی از سوی متخصصان آلمانی و مصری طول عمر این نامه کمتر از هزار سال نیست و دکتر کوریا از بخش دستنوشته های عربی کتابخانه ملی برلین، پروفسور دی ام استاد دانشگاه کلن و از بخش دستنوشته های عربی موزه برلین و دکتر آدولف گروهمن از کتابخانه مصر اعلام کردند که این نسخه ما بین دو قرن دوم و سوم هجری نوشته شده است و خود رمیها یه منظور ترس از از بین رفتن آن سعی در حفظ آن کردند .

متن اصلی نامه به این صورت است: (بسم الله الرحمن الرحیم من محمد بن عبد الله ورسوله الی هرقل عظیم الروم سلام علی من اتبع الهدی اما بعد فانی ادعوک بدعایة الاسلام اسلم تسلم وأسلم یؤتک الله اجرک مرتین فإن تولیت فعلیک اثم الأریسین قل یا أهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا وبینکم ان لا نعبد الا الله ولا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فإن تولوا فقولو اشهدوا بأنا مسلمون).

کارت عروسي دختر شريفي‌نيا خبرساز شد

کارت عروسي دختر شريفي‌نيا خبرساز شد
ازدواج به سبك ايراني
d2-3.jpg

آرزو فراهاني: شماره 54-50 مجله تصوير سال به دست‌مان رسيد كه اين بار عكسي متفاوت‌تر از هميشه روي جلد آن بود؛ عكس عروس و دامادي با لباس و آرايش سنتي ايراني.

قضيه وقتي جالب‌تر شد كه فهميديم اين عروس مليكاخاتون شريفي‌نيا صبيه آقا محمدرضا خان شريفي‌نيا و سركار عليه آزيتا خانوم حاجيان «از مشاهير تيارت و سينما توقراف» است. اين روزها در كشورمان شاهد سبك‌هاي مختلف عروسي هستيم.

از عروسي‌هايي كه به شيوه‌هاي سنتي با‌ آلوچه، خرما، دل و جگر، چاي و پسته به پذيرايي از ميهمانان مي‌پردازند تا مهمانداراني كه كراوات مي‌زنند يا پرواز عروس و داماد بر فراز استخر قوهاي زيبا! اما اين بار عروسي متفاوت نيست بلكه عروس و داماد و كارت عروسي‌شان متفاوت است.

عكس روي جلد مجله تصوير سال مربوط است به كارت عروسي اين عروس و داماد با پوشش متفاوت «يكي بود، يكي نبود» روزي در يكي از خانه‌هاي شهر تهران خانواده محمدرضاخان شريفي‌نيا كنار هم نشسته بودند و كاملا اتفاقي به اين نتيجه رسيدند كه اين كار متفاوت را انجام دهند.

هركس نظري داد و حرفي زد تا حاصل كار، كارتي جالب شد كه در روز جمعه 14 ارديبهشت 1386 هجري‌شمسي ساعت هفت تا 10 شب، جمعي از آشنايان اين خانواده را به مجلس شادي آنها بكشاند.

«جونم براتون بگه» اين كارت در ابعادي كمي كوچك‌تر از كاغذ A4 و افقي چاپ شد. متن آن را از كارت‌هاي عروسي قديمي و شيوه‌هاي گفتاري و نوشتاري قديمي گرفتند. پدر عروس خانم و آقاداماد جناب امير رضاخان طلاچيان زحمت بسياري كشيدند تا نتيجه نهايي حاصل شد.

دو خط مختلف را براي روي كارت امتحان كردند؛ يكي به خط آقاي شريفي‌نيا و ديگري با فونت رايانه‌اي (نمي‌دانيم در ايران باستان به فونت چه مي‌گفته‌اند؟!) بر اين اساس نيمي از كارت‌ها را با خط شريفي‌نيا به ميهمان‌ها دادند و نيمي را هم به شيوه ديگر. تمامي كارهاي چاپي كارت را عوامل دست‌اندركار در خانه و بدون دخالت تجهيزات مدرن امروزي انجام دادند.

قالب مقوا را گرفتند، عكس عروس‌خانم و آقاداماد را پدر عروس‌خانم گرفت و خودش هم چاپ كرد، متن نوشته شده را به تعداد كارت‌ها فتوكپي گرفتند و مقواي شابلون بيضي خريدند، عكس را روي آن چسباندند و در پاكت را هم برخلاف رسم اين روزها با روبان نبستند، بلكه مهر و موم كردند. طبيعي است كه اين همه كار زمان زيادي مي‌برد و ميزبانان عروسي تا سه روز مانده به مراسم درگير اين كار بودند.

دست و بال عروس‌خانم، آقا داماد و مادر عروس‌خانم روز مراسم زخم و چسبي بود. مرارت بسيار كشيدند و تمام لوازم اين كارت را مغازه به مغازه گشتند و پيدا كردند و بالاخره آن شد كه مي‌خواستند و اما بشنويد از لباس عروس و داماد. حتما در جريان هستيد كه ضياءالدين دري دارد سريالي مي‌سازد به نام «كلاه پهلوي» كه طراح لباس آن سارا خالدي است.

ايشان لباسي را كه براي نقش شقايق فراهاني در اين سريال طراحي كرده دو روز به عروس خانم ما قرض دادند و هر تكه از لباس داماد را هم از لباس‌هاي يكي از بازيگران اين سريال آوردند تا اين عكس گرفته شود.

تنها اتفاقي كه قرار بود بيفتد و نيفتاد اين بود كه داماد بايد سبيل هم مي‌داشت كه نشد! قرار بر اين شد كه در عكس براي ايشان سبيلي نقاشي كنند و مهراوه‌خانم شريفي‌نيا خواهر عروس خانم – ايضا بازيگر سينما و تياتر – سبيلي براي ايشان نقاشي كرد كه اشتباها نسخه رايانه‌اي سبيل‌دار به عنوان عكس نهايي انتخاب نشد و در نتيجه داماد قصه‌ ما بي‌سبيل ماند.

آرايش عروس‌خانم يا به گفته امروزي‌ها گريم آن را خود مليكا خانم روي صورتش انجام داد كه اين كار تا دو نيمه شب طول كشيد. حتما برايتان سوال پيش آمده كه مگر جشن عروسي ساعت دو نيمه شب بوده است؟

خير. اين‌ آرايش و لباس خاص و سنتي تنها براي عكس روي كارت عروسي عروس و داماد ما تعبيه شده بوده. اين زوج براي روز عروسي‌شان لباس‌هاي روتين‌‌تري پوشينه اما باز هم خاص! آقاداماد فراك پوشيدند و عروس خانم لباس عروسي عربي.

جشن عروسي در يك باغ روباز بود؛ مردها اين‌ور و زن‌ها اون‌ور. بخش مردها كاملا فضاي سنتي همراه با تنبك، ويلن، چاي و تخت و البته ميز و صندلي هم براي كساني كه دوست داشتند موجود بود. بالاخره ايده‌اي كه هركسي تكه‌اي از آن را گفت شكل گرفت و جالب هم شكل گرفت، چون فكر كردند كه متفاوت باشند.

آقا داماد هم بسيار با اين ايده موافق بود و فقط نگراني‌اش از اين بود كه كارت‌ها دير به دست ميهمان‌ها برسد و آنها بي‌كارت بمانند اما اين اتفاق نيفتاد و ميهمان‌ها جملگي اظهار كردند كه كارت به اين پسنديدگي اشكالي ندارد كه دير به دست ما رسيد.

حالا بشنويد از پدر و مادر عروس كه آنها هم آن قديم‌ها جشن عروسي نداشتند و كارتي را به در خانه آشناهايشان فرستادند كه روي آن نوشته بودند كه ما عروسي نگرفته‌ايم ولي پولش را صرف امور خيريه براي كودكان بي‌بضاعت كه قدرت خريد حتي يكم جلد كتاب يا شام را ندارند، مي‌كنيم و در واقع براي اين بچه‌ها عروسي گرفته‌ايم.

روي آن كارت هم پر بود از چهره كودكان تنگدست. بله دوستان، سرتان را درد آوردم و اينطوري بود كه قصه ما به سر رسيد كلاغ هم به خونش رسيد.

مليكا شريفي‌نيا در پايان صحبتش در مورد مهراوه خواهرش مي‌‌گويد: نمي‌دانم نظر او راجع به اين نوع عروسي گرفتن چيست؟ بايد خودش بگويد. شايد اصلا دوست نداشته باشد عروسي بگيرد. بايد از خودش بپرسيد، چون هر كسي بايد در موقعيت قرار بگيرد.

در مورد بازتاب‌هاي مثبت و منفي احتمالي اين كار عجيب هم مي‌گويد: بازتاب منفي كه تا به حال نديده‌ام يا شايد به گوشم نرسيده، ولي مثبتش اين بوده كه همه ميهمان‌ها كارت‌مان را به عنوان يادگاري نگه داشته‌اند. البته نه لاي كتاب بلكه روي كتابخانه‌شان تا بگويند كه به يادمان هستند. دستشان درد نكند. كساني هم كه در مراسم ما نبوده‌اند يا تازه با هم دوست شده‌ايم مي‌گويند مي‌شود يكي هم براي ما درست كنيد؟

مليكا شريفي‌نيا در پايان مي‌گويد كه فكر نمي‌كند شق‌القمر كرده‌اند. فقط خوب فكر كرديم و نتيجه‌اش اين شد. خوب است كه به دل بقيه نشست و در پايان اينكه از تمام عكاسان پيشكسوت كه منتظر بودند عكس‌شان روي جلد مجله تصوير سال چاپ شود عذر مي‌خواهم، ولي تقصير من نبود!

روزنامه هم میهن